مجتبى ملكى اصفهانى
122
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
پاك الهى نابود و هلاكشونده است . مخصّص مبيّن به عنوان « مخصّص مجمل » رجوع شود . مخصّص متّصل مخصّص متّصل ، مخصّصى را گويند كه همراه و چسبيده به عام باشد ؛ به عبارت ديگر : هرگاه در كلام عامى كه از متكلّم بيان شده ، مخصّصى مقرون به آن عام باشد كه قرينه باشد بر ارادهى متكلّم كه مقصود من از اين عام ، تمام افراد آن غير از مورد يا موارد خارج شده به وسيلهى تخصيص است ، آن را « مخصّص متّصل » گويند مانند : اشهد ان لا إله الا اللّه . خواه اين مخصّص از قبيل الفاظ باشد و خواه قرينهى حالى قابل اعتمادى باشد كه بفهماند مقصود متكلّم ، ارادهى آن خاص است ؛ « 1 » به عبارت ديگر : خواه مخصّص لفظى باشد و خواه لبّى . مخصّص لفظى متّصل ممكن است به صورت وصف ، بدل ، شرط يا استثناى مقرون به عام باشد . وصف : تمام عالمان عادل را اكرام كن . بدل : تمام عالمان را اكرام كن ، عادلان ايشان را . شرط : تمام عالمان را اكرام كن اگر عادل بودند . استثناء : تمام عالمان را اكرام كن غير از عالمان فاسق . مخصّص متّصل لبّى مقصود از مخصّص متّصل لبّى ، عقل است كه از جملهى ادلّهى لفظى نيست و همراه و چسبيده و مقرون به عام است . « 2 » مثلا خداوند - تبارك و تعالى - همهى
--> ( 1 ) - اصول الفقه : 1 / 132 . ( 2 ) - المحصول سبحانى : 1 / 487 .